هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

372

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

( 1 ) همچنين ابن كثير در بدايه از ابن اسحاق از ابان بن صالح به سندش كه به عمرو بن شاس اسلمى مىرسد آورده است كه وى گفت : من در سپاهى بودم كه پيامبر به فرماندهى على بن أبي طالب به يمن روانه داشت . وى به من در موردى بىمهرى كرد و من از او ناراحت شدم . چون به مدينه بازگشتم در مجامع مدينه و ديدارهايم با افراد از او گله كردم . روزى در حالى كه پيامبر در مسجد نشسته بود وارد محضر ايشان گشتم . پيامبر هنگامى كه مرا ديد به من نگاه كرد تا در حضورش نشستم . پيامبر به فرمود : اى عمرو بن شاس ترا به خدا خاموش باش كه مرا آزردى . گفتم : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ، من به خدا و اسلام پناه مىبرم از اينكه رسول خدا را آزرده باشم . فرمود : « هر كه على را بيازارد مرا آزرده است » . ( 2 ) سيره‌نويسان داستان كنيزى را كه على براى خود اختيار كرد از ابو بريده در غزوهء بنى زبيد نيز نقل كرده‌اند ، و ما در آنجا ملاحظاتى را در اين زمينه مطرح نموديم . ممكن است خالد بن وليد يا شخص ديگرى از مهاجران ابو بريده را واداشته باشد كه به اين صورت يا به صورت ديگرى دربارهء على جوسازى كند به اين اميد كه برخورد پيامبر را با على دگرگون سازند ، ولى آنچنان كه روايت تأييد مىكند نتيجه بر عكس خواستهء ايشان بود و پاسخ پيامبر ( ص ) ضربهء سختى به او و ديگر كسانى بود كه اين گونه دسيسه‌ها را براى هدفهاى آيندهء خويش پيگيرى مىكردند . در هر حال على كار خويش را در يمن به پايان رساند ، و هنگامى كه شنيد پيامبر ( ص ) براى انجام مراسم حج به سوى مكه مىرود براى بازگشت به همراه سپاه خود به سوى مكه آماده شد و معاذ بن جبل را براى آموزش احكام و تفهيم معارف دين به ايشان در يمن باقى گذارد .